المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٩٥ - طريق آگاهى از تقدير تاء تأنيث در اسم
مصنّف گويد:
و تقدير بواسطه ضمير و نظير آن همچون ردّ محذوف در هنگام تصغير دانسته مىشود.
طريق آگاهى از تقدير تاء تأنيث در اسم
شارح گويد:
از طرق متعدّدى مىتوان تقدير « تاء » را مطلّع شد كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم:
الف: بواسطه ضمير يعنى وقتى ضمير مؤنّث باسمى كه در لفظ علامت تأنيث ندارد عود كرد در مىيابيم كه آن اسم مؤنّث بوده و تاء تأنيثش در تقدير است مانند:
الكتف نهشتها (كتف را به دندان گزيدم).
در اين مثال از عود ضمير مؤنّث « نهشتها » به « الكتف » مىفهميم كه اين كلمه مؤنّث بوده و علامت تأنيث آن كه « تاء » باشد مقدّر است.
ب: بواسطه اسم اشاره يعنى وقتى اسم اشاره مؤنّث در كلام آوردند كشف مىكنيم مشار اليهش مؤنّث بوده اگر چه در لفظ علامت تأنيث نداشته باشد از اينرو ملتزم مىشويم كه علامت تأنيث آنكه تاء باشد مقدّر است مانند:
هذه جهنّم (اينست دوزخ).
در اين ثال چون « هذه » مؤنّث است قطعا مشار اليهش كه « جهنم » بوده نيز مؤنّث است و لو علامت تأنيث در لفظ نداشته باشد پس چون لفظا فاقد علامت بوده بناچار علامت تأنيثش كه « تاء » است در تقدير مىباشد.
ج: ردّ تاء تأنيث در هنگام تصغير لذا وقتى در مصغّر اسمى تاء تأنيث آمد كشف مىكنيم كه آن مؤنّث است اگر چه مكبّرش علامت تأنيث در لفظ نداشته باشد مانند:
كتيفة (شانه كوچك) پس معلوم مىشود « كتف » مؤنّث است چه آنكه حضرات گفتهاند
التصغير يردّ الاشياء الى اصولها.
د: مؤنّث آوردن حال كه از آن كشف مىكنيم ذو الحال نيز مؤنّث است مانند: هذه الكتف مشوية (اينست شانه در حالى كه بريان شده).
از مؤنّث آوردن « مشوية » كشف مىكنيم كه « الكتف » مؤنّث است.
ه: مؤنّث آوردن صفت كه از آن كشف مىكنيم موصوف نيز مؤنّث است مثل: